محل تبلیغات شما

.این خصوصیت باید از خالق و والد   به ارث رسیده باشد ، حتی وقتی دل در کنترل دیگران نداریم ، نهیبی مدام به این کار می خواندمان و شرط بقا را در گرو آن می گذارد . تا چند وقت پیش به این علت که در استخدام دولت نبودیم به خیلی از جاها راهمان نمی دادند . بعد عدم ارتباط رشته ی تحصیلی مانع ورود قلمداد شد . پس از رفع این مانع ، راه بند فقط به روی آنها که مدیر بودند ، گشوده بود و باقی بیرون می ماندند . تلاش برای مدیر شدن را هم به جرم زن بودن ، بی نتیجه گذاشتند و حالا برای بی اثر کردن شاخص های ابلاغی توسعه ، سن و سال را علم کرده اند . به عبارتی جریمه ی زمان هایی که از دست مان گرفته اند را باز هم از خودمان می گیرند . به همین صراحت و ساده هم بهانه دست کسی نمی دهند . از راه افرادی که کارزار را از محیط اصلی به فرعیات مسائل شخصی می کشانند و بالکل آن را لوث می کنند ، آراء شان را پیش می برند . وقتی کار به این جا می کشد آنقدر زننده و چرک می شود که از آن هیچ کس پاکیزه بیرون نمی آید . این همان هدفی است که از پشت صحنه تعقیب می شده است و برخی از ما آتش بیار معرکه ای بوده ایم که فقط برای آن ها سود داشته است . برای آن که چانه زنی برای رعایت حقوق برابر در محیط کار را تعقیب می کرده است ، کسی از جنس خودی را به عنوان معارض و مخالف سر راهش قرار می دهند و چنان موذیانه صحنه را به سمت موضوعات غیرکاری سوق می دهند که دست آخر ، موضوع  ، جزئی و غیرقابل اعتنا به نظر برسد . برای آن که همه ی شرایط را احراز کرده و بازدارنده ای در کارراهه اش نیست ، ناگاه از منظر روانشناسی کار ، عدم تناسب خصوصیات شخصیتی را پیش می کشند و مصلحت اندیشانه ورود به عرصه های خاص را برای چنان شخصیتی مخرب تشخیص می دهند . ارجاع برخی امور دارای مجوز و دستورالعمل به تشخیص و رضایت سطوح غیرتصمیم گیر برای از سرباز کردن درخواست هایی که دلیلی برای رد کردن آن ها وجود ندارد ، انحراف از معیار چندان بارزی است که معمولاً در جلسات خودمانی به آن توسل جسته می شود و برای مثال تعیین تکلیف یک پست مدیریتی موکول می شود به احساس رضایت پست پایین دست آن . از این هم بیشتر است ، هویت برخی مشاغل بنا به صلاحدید افراد و به صورت دوره ای مثله و جرح می شود . چیز پایداری وجود ندارد . در دامنه ی اختیارات مدیریتی می شود اساس و فلسفه ی فعالیت جمعی را نادیده گرفت و نقشه ی راه مورد توافق را کاملاً به هم ریخت . به نظرم می رسد ، الگوی قابل شناسایی در همه ی نابسامانی ها ، عدم سماجت و پایداری ما در طرح و تحقق مطالبات مان است . گاهی کجی از زور سرچشمه نگرفته ، بلکه از تکرار و تیراژ بالا موجودیت پیدا کرده است . یعنی اگر توانسته بودیم به صورت پیوسته از بروز آن ابراز نیتی کنیم و بر سرراهش مانع بگذاریم ، به این سهولت نمی توانست فراگیر شود . حساسیت زدایی و ترویج سهل انگاری در لفاف همزیستی و مسالمت ، به مرور زمینه و بستر مساعدی برای انحراف از معیارهای مورد توافق و عمومی به وجود آورده اند . از این منظر همه ی ما به نوعی در به وجود آوردن وضع موجود سهیم بوده ایم و ابراز نیتی صرف بدون پذیرش مسوولیت مان در احیای اصول از دست رفته ، موجب تبرئه ی ما نمی شود . صرف ناراضی بودن بدون نسخه ای برای بهبود ، موجب از دست رفتن امید به سلامتی می شود . بعضی از ما پوسته ی ناراضی به تن کرده ایم و بیشترین بهره را از آشفته بازاری که در آن نه صلاحیت ، نه شرایط و نه شایستگی ملاک قرار می گیرد ، می بریم . چطور از خود نمی پرسیم ؛ واجد کدام شرط برای احراز پست مدیریتی بوده ایم ؟ از خود نمی پرسیم که چرا به وقت گزینش دیگران از دروازه ی گشوده ی شرایط احراز و صلاحیت های عمومی مندرج در مقررات رد نمی شویم و در عین حال تلاش می کنیم  از ته سوزن عدم تناسب شخصیت فرد با شغل مورد نظر برای از سر راه برداشتن ش ، تو برویم و دیگران را با خود همداستان کنیم که چنین انتخابی مشکل آفرین خواهد بود ؟ از خود نمی پرسیم زیر شعار دهن پرکن مدیریت جهادی ، تا کجا اجازه داریم از شعائر و مبانی سازمانی فاصله بگیریم و حرف خود را به کرسی بنشانیم ؟

اگرکسی بازخواست مان نمی کند ، به این دلیل ساده است که پیشتر زمینه سازی کرده ایم تا دهان ها بسته و حساسیت ها از میان رفته باشند . سکوت را به مثابه رضایت نگیریم و دچا وهم صلاحیت ، نشویم !

خرده فرهنگ بی سازمانی

ژیمناستیک ؛ مادر فراموش شده!

"سفر حجمی در خط زمان"

، ,ی ,نمی ,کرده ,ایم ,ها ,می شود ,به این ,را به ,از دست ,، به

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

کیوکوشین ازنا (2) (کیوکوشین ایران)