محل تبلیغات شما

این همه ی چیزی است که به دست آورده ام . زندگی با کلمات و ساختن خیالات دور و دراز . یاد گرفته ام به زور خودم را متقاعد به پذیرش قواعد ناهماهنگ با خاطرم نکنم و لاجرم هزینه اش را هم تقبل کنم . دیگر خوب می دانم هزینه ی تن دادن به خواست دیگران بسیار بیش از نگهداری از خویش است . بعضی رنگ ها ، ترانه ها و اسامی با همان کارکرد شعر "نیما" ، مرا هم به ضیافت برد و رزق روحم شد . چنان جانی گرفتم که حتی وقعی به نمایش های بی وقفه ی نادیده گرفتنم از سوی مقامات نمی دهم و می گذارم ذهنم به رویاهای مکیف و آبرومندی سفر کند که زندگی را معنای بهتری می بخشند . خودم را بر مدارهای هر دوره ی عمر ، مرور می کنم و سنگ ریزه هایی را که مانع تفرجم شده اند از پاپوش بیرون می کشم . فرصت وارسی زمان های سپری شده ، گنج کمیابی ست که همه کس ارزشش را نمی داند . گیرم گاه دیرتر از زمانی که باید به آن دست می یابیم و دریغ ، تنها مزدمان در این مکاشفه است . تمام روز  می توانم گذشته را سرهم بندی کنم و طرح داستانی را بریزم که در آن هر کس و هر جا و هر چه فرار بوده است ، تخته بند روایت شود . بازیافتنی و در دسترس ، هر وقت که لازم باشد.

خرده فرهنگ بی سازمانی

ژیمناستیک ؛ مادر فراموش شده!

"سفر حجمی در خط زمان"

، ,ی ,کنم ,کس ,هم ,زمان ,خودم را ,کنم و ,و هر ,گنج کمیابی ,، گنج

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها